الشيخ أبو الفتوح الرازي
46
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
يريد يقابلنى ، و قول اوّل درستتر است . و گفتهاند : مراد آن است كه ، * ( [ وَتَراهُمْ يَنْظُرُونَ ] ) * ، [ 14 - ر ] اليك ، كما قال [ اللَّه ] ( 1 ) تعالى : وَتَرَى النَّاسَ سُكارى وَما هُمْ بِسُكارى ( 2 ) . ، اى كانّهم سكارى ، و به اين تقدير حاجت نيست براى آن كه * ( وَتَراهُمْ ) * ، معنى آن است كه : و تظنّهم ينظرون اليك . چون رؤيت به معنى ظن باشد ، به اين تقدير حاجت نبود . و گفتهاند : مراد به « هم » ، مشركاناند و كنايت از عقلاست ، و چون چنين باشد نظر حقيقت باشد . * ( وَهُمْ لا يُبْصِرُونَ ) * ، مجاز بود و المعنى : و هم لا يعلمون ، براى آن كه ايشان بر حقيقت مىبينند و لكن منتفع نيستند به ديدن چنان كه گفت : وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها » . . . ، و بر قول اوّل براى آن از بتان به « هم » ، كنايت كرد كه ايشان مصوّر بودند به صورت بنى آدم و از ايشان خبر داد به افعال بنى آدم چنان كه : رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ ( 4 ) ، و لم يقل ساجدة . * ( خُذِ الْعَفْوَ ) * ، حق تعالى در اين آيت رسول را - عليه السّلام - مىفرمايد كه : عفو بستان . مجاهد گفت : مراد به عفو ، مسامحت و مساهلت است در معاملت و معاشرت و مكارم اخلاق كار بستن و ترك تشديد و تعسير . و معنى « اخذ » ، عمل باشد ، چنان كه گويند : انا اخذ بقولك من قول تو خواهم گرفتن ، يعنى بر آن كار خواهم كردن . عبد اللَّه بن عبّاس و سدّى و ضحّاك و كلبى گفتند : مراد آن است كه ، آنچه به تو دهند از زكات اموال و صدقات براى درويشان و حقوقى كه واجب باشد بر ايشان آنچه عفو باشد و سهل ، از ايشان بستان و استقصا و مبالغت در تقدير و تشديد مكن . و گفتند : اين ، پيش از نزول [ آيت ] ( 5 ) صدقات بود و وجوب زكات چون آيت زكات آمد ، اين آيت منسوخ شد و چون زكات واجب شد ستدن آن بطوع و كره فرمودند از اين كار رسول - عليه السّلام - عمّال را بر گماشت به ستدن آن . * ( وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ ) * ، اى بالمعروف . و اين فعل باشد به معنى مفعول ، كالخبز بمعنى المخبوز . و عيسى بن عمرو در شاذّ خواند : بالعرف ، به دو « ضمّه » ، و هو لغة فيه ، كالحلم و الحلم و الخلق و الخلق و العرف و العرف و المعروف و العارفة كلّ فعل حسن في العقل و الشّرع و نقيضه
--> ( 1 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد . ( 2 ) . سوره حج ( 22 ) آيهء 2 . ( 3 ) . سوره اعراف ( 7 ) آيه 179 . ( 4 ) . سوره يوسف ( 12 ) آيهء 4 . ( 5 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .